مسئله فقط تحریم نیست؛ مسئله وابستگی است
اگر بخواهیم درباره آینده اتوماسیون صنعتی در ایران صحبت کنیم، نمیتوانیم شرایط واقعی صنعت را نادیده بگیریم.

اگر بخواهیم درباره آینده اتوماسیون صنعتی در ایران صحبت کنیم، نمیتوانیم شرایط واقعی صنعت را نادیده بگیریم.
هزینه تجهیزات بالا رفته، تأمین قطعات دشوارتر شده، دسترسی به بعضی فناوریها محدود است و در بسیاری از پروژهها حتی خرید یک تجهیز صنعتی میتواند به یک مسئله پیچیده تبدیل شود.
تحریم هم این مسئله را تشدید کرده است. پژوهشهای جدید درباره اثر تحریمها بر صنعت ایران نیز از کاهش عملکرد بخش صنعت و افت سطح فناوری در برخی بخشهای تولیدی صحبت میکنند.
اما به نظر من، مسئله عمیقتر از تحریم است.
مسئله وابستگی است.
وقتی معماری یک کارخانه کاملاً به یک برند، یک نرمافزار، یک License، یک قطعه خاص یا یک تأمینکننده خارجی وابسته باشد، هر اختلالی در زنجیره تأمین میتواند تبدیل به یک مشکل عملیاتی شود.
گاهی حتی مسئله خراب شدن دستگاه نیست.
ممکن است دستگاه کاملاً سالم باشد اما:
قطعه جایگزین پیدا نشود.
License تمدید نشود.
تأمینکننده پاسخگو نباشد.
نسخه نرمافزار دیگر پشتیبانی نشود.
یا هزینه توسعه یک قابلیت جدید آنقدر بالا باشد که پروژه عملاً متوقف شود.
این همان جایی است که باید درباره Vendor Lock-in جدیتر فکر کنیم.
من اعتقاد ندارم راهحل این است که تمام تجهیزات خارجی را کنار بگذاریم.
چنین چیزی نه عملی است و نه الزاماً منطقی.
مسئله این است که معماری سیستم را طوری طراحی کنیم که برای هر تغییر کوچک، گروگان یک تأمینکننده نباشیم.
این تفاوت بسیار مهمی است.
ممکن است یک کارخانه از PLC یک برند بینالمللی استفاده کند و این کاملاً منطقی باشد.
اما آیا لازم است تمام دادههای کارخانه، تمام نرمافزارهای مدیریتی و تمام سیستمهای تحلیل داده نیز به همان Vendor وابسته باشند؟
لزومی ندارد.
میتوانیم PLC را همان جایی که باید نگه داریم.
کنترل صنعتی را با ابزار مناسب انجام دهیم.
اما در لایه Data، معماری بازتری ایجاد کنیم.
داده را از تجهیزات بگیریم.
در Edge پردازش کنیم.
در یک Data Platform ذخیره کنیم.
API داشته باشیم.
داشبورد خودمان را بسازیم.
و بعد، هر زمان که لازم بود، Analytics یا AI را روی آن اضافه کنیم.
این یعنی مالکیت داده و معماری.
و برای من، این بخش از IIoT از خود فناوری مهمتر است.
از طرف دیگر، صنعت ایران فقط با مشکل تحریم مواجه نیست.
ما با مسئله سرمایهگذاری سنگین برای توسعه هم روبهرو هستیم.
یک کارخانه ممکن است سالها با یک سیستم قدیمی کار کرده باشد.
نمیتوان همیشه انتظار داشت که یک شب همه تجهیزات عوض شوند و کارخانه با یک معماری جدید بیدار شود.
راهحل باید تدریجی باشد.
یک خط تولید.
یک موتورخانه.
یک سردخانه.
یک ایستگاه پمپاژ.
یک سیستم انرژی.
ابتدا Monitoring.
بعد Data Collection.
بعد Analytics.
بعد Predictive Maintenance.
و در نهایت AI.
این مسیر به نظر من برای صنعت ایران بسیار واقعیتر از شعار «کارخانه را یکشبه هوشمند کنیم» است.
هوشمندسازی صنعتی الزاماً با تعویض همهچیز شروع نمیشود.
گاهی با یک سنسور شروع میشود.
با یک Gateway.
با چند خط کد.
با یک Dashboard.
و با تصمیمی که میگوید:
از امروز، دادههای این ماشین قرار نیست فقط روی نمایشگر اتاق کنترل دیده شوند؛ قرار است از آنها چیزی یاد بگیریم.
ما به نظرات شما درباره مطالب و مقالات خود توجه میکنیم و از دریافت انها خوشحال میشویم